در تاريكي چشمانت را جستم در تاريكي چشمهايت را يافتم و شبم پر ستاره شد.
تو را صدا كردم در تاريكترين شب ها دلم صدايت كرد و تو با طنين صدايم به سوي من آمدي. با دست هايت براي دستهايم آواز خواندي براي چشم هايم با چشم هايت براي لب هايم با لبهايت با تنت براي تنم آواز خواندي من با چشمها و لبهايت انس گرفتم با تنت انس گرفتم چيزي در من فروكش كرد چيزي در من شكفت من دوباره در گهواره ي كودكي خويش به خواب رفتم و لبخند آن زمانيم را باز يافتم
شاملو
یا حق
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط مسافر
|