![]()
|
ليلي نام ديگر آزادي
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت . خدا دنياي بي زنجير آفريد .
آدم بود كه زنجير را ساخت . شيطان كمكش كرد .
دل زنجير شد . عشق زنجير شد . دنيا بر از زنجير شد وآدمها همه ديوانه زنجيري .
خدا دنياي بي زنجير ميخواست نام دنياي بيزنجير اما بهشت است .
امتحان آدم همينجا بود .دستهاي شيطان از زنجير بر بود .
خدا گفت : زنجيرت را باره كن شايد نام زنجير تو عشق است .
يك نفر زنجير هايش را باره كرد . نامش را مجنون گذاشت اما مجنون نه ديوانه بود ونه
زنجيري . اين نام را شيطان بر او گذاشت. شيطان آدم را در زنجير ميخواست .
ليلي مجنون بي زنجير ميخواست .ليلي ميدانست خدا چه ميخواهد .ليلي كمك كرد
تا مجنون زنجيرش را باره كن .
ليلي زنجير نبود . ليلي نميخواست زنجير باشد .
ليلي ماند : زيرا ليلي نام ديگر آزادي است .
کتاب بر شانه های باد نو شته خانم سارا اخوت در ۱۷۶ صفحه شامل داستانهای کوتاه وآموزنده است