تبليغاتX
مسافر
 

 دیوار است ودیوار است ودیوار است     و جیره بندی آفتاب    قحطی فرصت   ترس وخفگی    خفت وحقارت       تنها برای یک لقمه نان

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد
یا هو

فریاد سرخ فام بهارانم
 سرکش
 گرهای قلب خک
گیرانده شب چراغ پریشانم
 فریاد سرخ فام بهارانم
برخاسته ز سنگ
 با من مگو ز حادثه می دانم
 آری که دیر نمی مانم
 اما به هر بهار سرودم را
 چون رد خون آهوی مجروح
بر هر ستیغ سهم می افشانم
 آنگاه عطر تلخ جوانم را
 با بال بادهای مهاجم
 تا ذهن دشتهای گمشده می رانم

سیاوش کسرائی

 



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 

یا هو

وقتی قطره های بارون به شیشه پنجره  سلام میدن می رم کنار پنجره

دستامو پر از بارون میکنم  و با یکنفس عطر خاک رو بو میکشم اما با این حال دستام هنوزبرای چکاوک جا داره که رو دستم لونه بسازه یا کنار پنجره اتاقم یه یاس سفید برام بیاره

می رم زیر بارون تا خیس بشم تا این درون پرالتهابموبا قطرات بارون جلا بدم

چکاوک عاشق هم مثل من عاشق یه کم بارون و بوی خاکه

اما با این حال همیشه یکی هست که مانع بارون بشه . خورشید ی که دیگه اجازه خودنمائی به بارون رو نمی ده

میاد و سلام میده میخواد بگه که من هم هستم اما نمی دونه که ما چه قدر برای لمس قطرهای زیبای بارون چقدر تنگ شده و پر پر میزنه

با همه اینحرفا همیشه پشت پنجره اتاقم منتظر یه بارونم که بیاد و سلام بکنه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 
یا هو

سلام بر علی سلام بر شیر مرد عرصه عدالت وحلم سلام بر غریبترین ومظلومترین سالار عالم  هر چه قدر فکر کردم که شعری پیدا کنم تا علی را توصیف کند بهتر از شعر زنده یاد استاد شهریار نیافتم 

این شعر تقدیم به حضرت مولا وشیعیان واقعی آن امام بزرک

التماس دعا

 

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

 

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرالله است

 

ناشناسی که به تاریکی شب

میبرد شام یتیمان عرب

 

فجر تاسینه افاق شکافت

چشم بیدار علی خفته نیافت

 

پادشاهی که به شب برقع پوش

می کشد بارگدایان بردوش

 

شهسواری که به برق شمشیر

دردل شب بشکافد دل شیر

 

عشقبازی که هم آغوش خطر

خفت درخوابگه پیغمبر

 

پیشوایی که زشوق دیدار

میکند قاتل خودرابیدار

 

ماه محراب عبودیت حق

سربه محراب عبادت منشق

 

می زند پس لب اوکاسه شیر

می کند چشم اشارت به اسیر

 

در جهانی همه شور وهمه شر

ها(علی بشر کیف بشر)

 

 شبروان مست ولای تو علی

جان عالم به فدای تو علی

 

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط مسافر  |