تبليغاتX
مسافر
 

 دیوار است ودیوار است ودیوار است     و جیره بندی آفتاب    قحطی فرصت   ترس وخفگی    خفت وحقارت       تنها برای یک لقمه نان

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

یاهو

سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی به تمام دوستداران و مریدان آن شخصیت برجسته ادب و عرفان تسلیت باد

خدایا:

مگذار که :

ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .

که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .

که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .

که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .

خدایا می دانم که اسلامِ پیامبرِ تو با « نه » آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با « نه » آغاز شد .

مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی ! به« اسلام آری » و به « تشیع آری » کافر گردان .

« دکتر علی شریعتی »

 یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

یا حق

 

 


+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 
یا هو

امروز داشتم وبلاگ دوست عزیزم امیر رو میخوندم چشمم افتاد به این شعر که در فراغ برادر مرحومش تو وبلاگش زده بود

میدونم این شعر رو یک بار تو وبلاگم نوشتم ولی این شعر اونقدر بار عاطفی داره که حیفم اومد یه بار دیگه ننویسمش

تقدیم به روح نادر عزیزمون

خوابيدي بدون لالائي و قصه !

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه !

ديگه کابوس زمستون نمي بيني !

توي خواب گلاي حسرت نمي چيني !

ديگه خورشيد چهره تو نمي سوزونه !

جاي انگشتاي باد روش نمي مونه !

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

يا با ترديد که بري يا که بموني !

رفتي و آدمکا رو جا گذاشتي

،قانون جنگل و زير پا گذاشتي

اينجا قهرن آدما با مهربوني

تو ،تو جنگل نمي تونستي بموني !

دلتو بردي با خود يه جاي ديگه

اونجا که خدا برات لالائي ميگه !

ميدونم مي بينمت يه روز دوباره

توي دنيايي که آدمک نداره !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 
یا هو

 رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم
 آشنای و دلم بود و به دست تو سپردم
 اشک دامان مرا گیرد و در پای من افتد
 که دل خون شده را هم ز چه همراه نبردم
 شومم از اینه ی روی تو می اید اگر نه
 آتش آه به دل هست نگویی که فسردم
تو چو پروانه ام آتش بزن ای شمع و بسوزان
 من بی دل نتوانم که به گرد تو نگردم
 می برندت دگران دست به دست ای گل رعنا
 حیف من بلبل خوش خوان که همه خار تو خوردم
 تو غزالم نشدی رام که شعر خوشت آرم
 غزلم قصه ی در دست که پرورده ی دردم
 خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شد
سایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 

 

یا هو

 

 

عیدتون مبارک هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز امیدوارم سال ۱۳۸۶ سالی پر از برکت شادی نشاط واز همه مهمتر سالی سرشار از عشق باشه 

                   

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط مسافر  |