![]()
|
اینو تو وبلاگ دوست عزیزم امیر دیدم خیلی جالب بود حیفم اومد تو وبلاگ خودم ننویسم ترانهای زاز سیاوش قمیشی :
ولادت حضرت زهرا روز مادر و ورز زن مبارک
من چون نیلوفری در سطح آب شناورم
اگر زیبایی خود را در جایی ندیده ای در مردمک چشم من بنگر
گر چه زیبا نیست
ولی آنقدر شفاف هست که به تو بگوید که چقدر زیبا هستی و چقدر دوستت دارم مادر

چه گويم ؟ چه گويم ز غم ها كه دوش
من و آسمان هر دو ، شب داشتيم
به اميد مردن به پاي سحر
من و تيره شب ، جان به لب داشتيم
من و آسمان ، هر دو ، شب داشتيم
مرادل ، سياه و ورا چهره تار
ورا ديده ي اختران ، سوي راه
مرا اختر ديدگان ، اشكبار
شب تيره را دشت ، تاريك بود
مرا تيرگي بود ، در جان خويش
من از دوري ماه بي مهر خود
شب از دوري مهر تابان خويش
شب تيره را روز روشن رسيد
مرا تيرگي همچنان باز ماند
كتاب شب تيره پايان گرفت
مراداستان در سر آغاز ماند